تو آشنایی با لهجه باران؟؟؟
لهجه بنفشه ها را چطور؟می شناسی؟
سکوت و سکونشان
مهربانیست با باغچه
اینگونه نیست؟!
و با خاکی که می داند بنفشه ها را کوتاه است زمانه زیستن
و شاید عشق ورزی شان ... !
در زمانی که چهره شان از رد عبور باران اشکباران است
می شنوی؟؟؟
همه به صمیمیت سخن می گویند
در دیاری که نمی فروشندش دیگر حتی به بهای یک عمر
نگاه کن! آغوش گشاده به عشق خاک را ببین!
بگو! بگو که لهجه بنفشه ها را می شناسی!
لهجه باران نیز کفایت می کند که تنها همدم عبور و گذر است این همه صفا!
بگو که آشنایی!
از آنها بپرس بهانه رفتنشان چیست؟؟؟
اینجا که عشق هست، باران هست، صفا و صمیمیت هست
بپرس! بپرس بهانه شان چیست؟ بهانه شان برای رفتن ها چیست؟؟؟
وقتی از تنهایی پر ز درد می شوم گمان می کنم شاید می خواهند در رویشی دیگر باران را به انتظار بنشیند
آن هم بارانی به تقدس یک نگاه
شاید ...
نمی دانم
شاید تنها آن آشنا با لهجه بنفشه ها بهانه ها را بشناسد
اگر آشنایی بگو!
مگذار در غبطه به صمیمیت خاک در هجوم هرزه گردها در داغ نبود این کبود دلان از خود گم شوم
مگذار!
اگر آشنایی بگو!
بگو که آشنایی با لهجه بنفشه ها!
بگو که آشنایی!!!!
بگو!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!