- من همين جا هستم زير درخت سيب
- بيا با من بازي كن
- من اهلي نيستم
- اهلي كردن يعني چه؟
- اهلي كردن يعني ايجاد پيوند و رابطه
اگر مرا اهلي كني ما به هم نيازمند مي شويم
براي من در دنيا تو يگانه خواهي بود
براي تو در دنيا من بي نظير خواهم بود.
كاش زير درخت سيب نمي ماندم
كاش اهلي نمي شدم
كاش هنوز در حسرت پنجره بودم
آن وقت در خيالم دستان مادر پرده اي را به پنجره ي آرزوها مي آويخت
آن وقت در نسيمي كه شبها سرك مي كشيد در رويا
من پرده ها را به كناري مي زدم
تا آسمان مرا ببيند كه چگونه در آغوش احساس، آسماني مي شوم
آبي تر مي شوم از او
باران در خلوتم نم نم مي بارد
در بسترم هوس جوانه مي زند
با شور و اشتياق از بوسه هاي محبت جوان مي شوم
جوان نه، كودكي مي شوم
ناز مي كنم تا نازم را بكشد آن كوهي كه دورمي بينمش از پشت پنجره
غلتي مي زنم
تنم در هرم گرماي آميختگي آب مي خواهد
دستاني را مي جويم
آب!آب! آب!
و هميشه آب هست
مهرباني هست
اما سكوت نيست
عقربك ها نيش مي زنند بر زمان
زمان فرياد مي كند:
بايد رفت، بايد رفت ،بايد رفت
بايد زير درخت سيب نماند
نبايد اهلي شد
چراكه انسانها از ياد برده اند كه اگر چيزي را اهلي كني تا ابد مسؤولش هستي.
و من هميشه باز يادم مي رود كه زير درخت نمانم
مي مانم و هميشه دختركاني را مي بينم كه به هنگام چيدن سيب ها مي خندند
و رازهاي زنانگي را پچ پچ مي كنند
و از سيب ها نقش هايي مي زنند سرخ
بر دستمالك هايي كه شايد روزي اشكهايشان را بر آن بگريند